تبليغاتX
? ๑۩۞۩๑کلبه شبنم๑۩۞۩๑

سلام خدمت دوستان عزیز و دوست داشتنی خودم من دیگه به این بلاگ سر نمیزنم یعنی نمیخوام از نظراتی که تا الان دادید متشکرم با ارزوی موفقیت برای شما عزیزان خداحافظ


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در یکشنبه 15 شهریور1388 ساعت 1:38 PM موضوع | لينک ثابت


حس دوستی

 

قلب من..... در دستان تو  

جانم در نگاه تو

و طلوعم از قامت مهربانی توست

زیر سقف اسمان نگاهت

می مانم......

عشق را زمزمه می کنم

و شانه هایت گهواره ی خواب

چشمانت:

نمی هراسند از غم

می مانند با من

حضورت :

ذوق را می رباید

قلب تو

معبد ارزوهای من

و قلب من اسیر جادوی مهربانی تو

آری این بود تمام قاب احساس دلم که به تو تقدیم شد...


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در دوشنبه 22 تیر1388 ساعت 3:46 PM موضوع | لينک ثابت


اینم کیک تولد شبنم عزیزم

 

سلام دوستای گلم حالتون خوبه؟

خوش میگذره دماغتون چاقه؟

دقیقا نوزده سال پیش روز هفده اردیبهشت ساعت یازده شب

من بدنیا اومدم نمیدونم هدف خدا از خلق کردن من چی بوده؟

خلاصه من بدنیا اومدم دیگه

خیلیها بهم تبریک گفتن باورم نمیشد کسی روز تولد منا یادش باشه

دوستان شرمندم کردن

همتونا دوست دارم

راستی هرکی کیک تفلد میخواد فردا بیاد بخوره همتون دعوتید 

اینم کیک تولدم

 


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در جمعه 19 تیر1388 ساعت 3:11 PM موضوع | لينک ثابت


                  من سحر نمی دانم...من فقط روحم را که بزرگ بود و سنگین گستردم

گفتی زمستان شده ای و من دلم به حالت سوخت و روحم را که بزرگ بود و سنگین مانند چادری  در آوردم و روی تو کشیدم تا تو گرم شدی

نفست به شماره افتاده بود و روح من با تنفس تو می تپید آنگاه روحم را از روی تو بر چیدم تو نبودی غیب شده بودی.....

گفتم که من سحر نمی دانم


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در جمعه 19 تیر1388 ساعت 3:8 PM موضوع | لينک ثابت


 تولد تولد تولدت مبارک

شبنم جونم این وبلاک را با تمام زیباییاش بهت تقدیم میکنم امیدوارم که خوشت بیاد در ضمن این دسته گلم برای توست البته خودت گلی


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در شنبه 23 خرداد1388 ساعت 4:23 PM موضوع | لينک ثابت


دوستت دارم

شبنم جونم به خاطر انتظار برای تو مثل این شمع دارم میسوزم

 

ببین طلوع چشمات به دنیا چقدر قشنگه همه بهت میگن تولدت مبارک منم میگم عزیزم تولدت مبارک


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در شنبه 23 خرداد1388 ساعت 12:25 PM موضوع | لينک ثابت


دل سنگي.....

...من چه می دانستم
دلِ هر کس دل نیست
قلبها ، ز آهن و سنگ

                            قلب ها ،
بی خبر از عاطفه اند                  

دل سنگی...


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در شنبه 23 خرداد1388 ساعت 12:8 PM موضوع | لينک ثابت


دنیا رو ببین

به روش اراذلي يا جواتي
مرد : صد بار نگفتم وقتي من نيسم نرو بيرون ! ها‌ ؟؟
زن : غلط كردم ! گه خوردم ! توروخدا نزن ...
مرد : چرا تيليفون همش اشغاله ؟! با كي لاس ميزني عوضي ؟
زن : به خدا اگه اين تلفن نباشه از تنهايي دق ميكنم .
مرد : به چپم كه دق ميكني ! خودت بميري بيتره ! خونتم نميوفته گردن ما
زن : خداااااااااااااا ! منو بكش راحتم كن
مرد : از صب تا شب جون ميكنم كه يه لقمه نون بيارم تو اين خونه ! نميشه يه شب  نشاشي تو اعصاب ما ؟؟!! ها نميشه ؟
زن : به خدا ديگه نميتونم ... ديگه بسه ... ميرم خونه بابام .
مرد : اي شاشيدم تو صفحه اول شناسنامه بابات ... هرررررررررررررري

 

به روش رشتي - ته غيرت
مرد : خانوم جان ببخشيدا ! عذر ميخواما ! شما ديشب تا حالا كجا بودين ؟
زن : خونه عفاف ! مشكليه ؟
مرد : نه خانوم جان خيليم خوبه ! بالاخره شما هم استخدام دولت شدي ؟!
زن : ببينم كسي به من زنگ نزد !؟
مرد : عباس آقا چند بار زنگ زد ! گفتم نيستي ! كلي فوش داد بهت .
زن : بابا جون يكم هم زحمت بكش يه كاري دستو پا كن واسه خودت .
مرد : خانوم جان هر چي شما بگي ! اصلا اگه شما بخواي شبا تو كوچه ميخوابم ...
زن : لوس نكن خودتو حالا ! پاشو اون ?? كيلو كون رو تكون بده يه چايي ور دار بيار .
مرد : چشم خانوم جان ! ميخواي دو تا بيارم اصلا ؟
زن : راستي ببين امشب ساعت ? قرار دارم اون شورت گول گوليمو شستي؟
مرد : حانوم جان جسارته ها ! فضوليه ! با كي قرار دارين ؟
زن : با عباس اقا ! به تو ربطي داره ؟
مرد : آها خانوم جان خيالم راحت شد ! منو عباس آقا نداريم كه ...
زن : ولي خودمونيما دماغت خيلي ضايست .
مرد : چي ؟! چي ؟! دماغ من ؟! توهين ميكني ؟! دماغ مسئله ناموسي نيست كه بشه بهمين راحتي ازش گذشت ! اصلا خانوم جان من ميرم خونه ننم .
زن : به سلامت ! عباس از تو كمد بيا بيرون

 

به روش تركي - نمنه
مرد : فكر كردي من نميدانم ؟! فكر كردي من خرم ؟! شعور دارم ؟
- زن : ببين من هيچ گونه بيگناهم ! كاري نكردم ...
مرد : آخه من بدون بي دليل كه بهت گير نميدم ! ميدم ؟
زن : اونشو من نميدونم ! فقط اينو بگم كه من به تو وفادارم .
مرد : الله اكبر ! خود درخت كرم ميريزه ها ! خجالت بكش زن .
زن : اگه باورت نميشه خوب طلاقم بده .
مرد : بيبن كشيدن تو به دادگاه واسه من مثل كشيدن مو از ماسته !
زن : من به اين چيزاش هيچ كاري بيلميرم .
مرد : اي پوخ گويوم سوزون آقزووا ...
زن : سيكتير بابا

 

به روش سوسولي - ايشش
مرد : چرا انقد دير كردي ؟ دلم هزار را رفت ! آرايشگاه نبودي مگه ؟
زن : اوا اين چه سواليه ؟ خب معلومه آرايشگاه بودم ! مگه به من شك داري ؟
مرد : چه حرفا ميزني !! من به ت


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در پنجشنبه 21 خرداد1388 ساعت 1:28 PM موضوع | لينک ثابت


خصوصیات پسرها و دخترها

خصوصيات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

سن ۱۴ سالگی:
تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد!
سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم مي شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش مي شن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن!
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده!
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن!
سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز مي شن! (ديدشون عوض ميشه!)
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم!!!

خصوصيات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ...

سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزایی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی!!!


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:36 AM موضوع | لينک ثابت


بدون شرح

لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد.
لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند.
لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد.
لعنت به مستراحی که قبل از نشستن کسی درش را بزند.
لعنت به مستراحی که آبش برود و آفتابه اش خالی باشد.
لعنت به مستراحی که پشت درش نوشته باشند: «لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان ب... .»
لعنت به مستراحی که صدا را 56 مرتبه اکو کند.
لعنت به مستراحی که شیلنگش از هفت جا سوراخ شده باشد.
لعنت به مستراحی که سر شیلنگش همیشه توی چاهش افتاده باشد.
لعنت به مستراحی که فاصله کاسه اش از دیوار پشتی فقط یک سانت باشد.
لعنت به مستراحی که فشار شیر آبش مثل شیر سماور است.
لعنت به مستراحی که بدون آن بنی بشر هیچ چی نیست.

و لعنت بر مستراحی که فشار آب شیلنگش بدون هماهنگی یهو زیاد بشه.


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:35 AM موضوع | لينک ثابت


بهانه های پسرا واسه خلاص شدن از دست دوست دخترا و معانی واقعی اونا!!

  1. تو برای من مثل خواهر می‌مونی ! (یعنی:خیلی زشتی!)
  2. فاصله سنی‌مون کمی زیاده . (یعنی:خیلی زشتی!)
  3. من به تو علاقه به « اونصورت » ندارم. (یعنی:خیلی زشتی!)
  4. من الان توی موقعیت بدی از زندگیم هستم. (یعنی:خیلی زشتی!)
  5. دوست دختر دارم. (یعنی:خیلی زشتی!)
  6. من با خانمهای همکارم بیرون نمی‌رم. (یعنی:خیلی زشتی!)
  7. تقصیر تو نیست، تقصیر منه! (یعنی:خیلی زشتی!)
  8. من الان توجهم به کارمه! (یعنی:خیلی زشتی!)
  9. من تصمیم گرفتم مجرد بمونم. (یعنی:خیلی زشتی!)
  10. بهتره فقط با هم دوست معمولی باشیم (یعنی: بطور وحشتناکی زشتی الاق چرا نمیفهمی!!!!)


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:35 AM موضوع | لينک ثابت


محاسبات ریاضی در باره زن و مرد!!

معادله اول
 
مرد = خوردن + خوابیدن + پول درآوردن
الاغ = خوردن + خوابیدن
 
بنابراین
 
مرد = الاغ + پول درآوردن      (1)
 
یا
 
مردپول درآوردن = الاغ
 
که بدین مفهوم است که مردیکه نمی تواند پول دربیاورد مثل الاغ است .


 
معادله دوم
 
زن= خوردن + خوابیدن + خرج کردن
 
الاغ = خوردن + خوابیدن
 
لذا
زن = الاغ + خرج کردن     (2)
 
یا
زنخرج کردن = الاغ
 
به بیان دیگر زنی که نتواند خرج کند الاغ است .
 
نتیجه
 
از معادلات اول و دوم نتیجه می شود که :
 
مردی که نمی تواند پول در بیاورد مساوی زنی است که نمی تواند خرج کند. بنابراین مردان با پول در آوردن اجازه نمی دهند تا زنان الاغ شوند و همینطور زنانی که پول خرج می کنند نمی گذارند مردانشان الاغ شوند .
 
 به علاوه از نتایج (1) و (2) در معادلات اول و دوم خواهیم داشت :
 
مرد + زن = الاغ + پول در آوردن + الاغ + خرج کردن
 
و یا
  
مرد + زن = 2  X الاغ
 
که بدین مفهوم است که مرد و زن با هم مثل دو تا الاغ در کمال خوشی زندگی می کنند .!!!


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:33 AM موضوع | لينک ثابت


اگه دو تا مرد طالب یه زن باشن!!

اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد ؟

توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي ميکنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست .

توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن .

توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه .

توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه .

توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه .

توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر ميداره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما تکرار ميشه .

توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه .

توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاوه بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن .

توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه .


توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه .

توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ديونه ميشه .


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:31 AM موضوع | لينک ثابت


راههاي مبارزه با بي شوهري!!

در راستای بحران بی شوهری در جامعه امروز ، کلیه خانمهای محترم می توانند جهت رفع اين مشكل از روشهای زیر استفاده کنند ( البته مراقب باشن که سوء استفاده نشود ) !!! :

۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نكته : بحران ازدواج در حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد .

نكته : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری ، همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

نكته : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه و جيغ باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .

نكته  : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله خود و خانوادتون وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفعه !

۵ ـ روش خرخونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سالهای مدرسه یه خرخون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .

نكته  : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیزهای دیگه .

نكته  : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .

نكته  : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .

نكته  : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین .

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند نه شما ....

نكته  : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر شود .


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:29 AM موضوع | لينک ثابت


نامه یه عاشق

 


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:27 AM موضوع | لينک ثابت


انواع بله گفتن عروس خانم ها

عروس عادي: با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)

عروس لوس: بع..........له!

عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس

عروس خجالتي: اوهوم

عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري مي پذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...

عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ...

عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... من شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم

عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال مي پرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست مي خواي بخواه نمي خواي هم به درک)


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:24 AM موضوع | لينک ثابت


به سوالات زیر پاسخ دهید؟

فرق بلال و خيار چيه؟
بلال در فيلم «محمد رسول الله» بازي كرده ولي خيار در اون فيلم بازي نكرده!

شباهت بلال و خيار چيه؟
هيچكدومشون در «تايتانيك» بازي نكردند!

اگر يك زنبور داخل دهان گربه برود، گربه چه مي‌گويد؟
ميوز... ميوز...

بهترين وقت براي چيدن ميوه باغ چه وقتي است؟
وقتي است كه سگ در باغ نيست و باغبان هم براي كاري رفته بيرون!

براي قطع جريان برق چه بايد كرد؟

بايد قبض آن را پرداخت نكرد!

چطور مي‌شه 4 نفر زير يك چتر بايستند و خيس نشن؟
وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

اگر شما مشروب بخوريد و با شورت برويد وسط حياط چي ‌مي ‌شه؟
مي‌شويد يه فرد مشروب خورده، ايستاده با شورت در حياط!


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:22 AM موضوع | لينک ثابت


ویژگی یه دختر خوب

یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمی شه

یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه

یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه

یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمی گه

یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه

یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه

یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری

یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی شه

یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه

یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده

یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه

یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه

یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره

یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه

دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= شانی)

یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟

یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!

یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی زنه

یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:20 AM موضوع | لينک ثابت


نامه اسرار آمیز

محبت شدیدی که سابقا ابراز می کردم
دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو
روز به روز زیادتر می شود و هرچه بیشتر ترا می شناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار می گردد.
در قلب خود احساس می کنم که ناچار باید
از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهایی که اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و می دانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد.
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی و بد بختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچگاه به تو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته
متوجه تو است این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که
از تو می خواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب می نویسم و چقدر تاسف می خورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو می خواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمی توان گفت که دارای
لطف و حرارت می باشد بطور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم و از تو به شدت متفنر هستم و نمی توانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم!

توجه : دوست خوبم
اگر می خواهی بدانی که راز این نامه چه بوده است نامه را یک بار دیگر یک خط در میان بخوان


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:17 AM موضوع | لينک ثابت


اشتباه

اگر آرايشگري اشتباه كنه، اشتباهش يه مدل جديده.
اگر راننده اي اشتباه كنه، اشتباهش يه حادثه ست.
اگر سياستمداري اشتباه كنه، اشتباهش يه قانون تازه ست.
ار دانشمندي اشتباه كنه، اشتباهش يه اختراع تازه ست.
اگر خياطي اشتباه كنه، اشتباهش يه مد جديده.
اگر معلمي اشتباه كنه، اشتباهش يه تئوري جديده.
اما!؟
اگر رئيس شما اشتباه كنه...
فقط شما مقصريد!


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:15 AM موضوع | لينک ثابت


50ویژگی مرد بودن!!!!


۱-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست!

۲-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید!

۳-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه!

۴-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید!

۵-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است!

۶- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه!

۷-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید!

۸-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

۹-لازم نیست از ۱۸ سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میاد!

۱۰- فقط شما میتونید برید استادیوم!

۱۱- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید!

۱۲-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید!

۱۳- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید!

۱۴- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید!

۱۵- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید!

۱۶- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره!

۱۷- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید!

۱۸- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با cg رو تجربه کنید!

۱۹- میتونید با خط ریشتون بیش از ۱۲۰۰۰ اثر هنری خلق کنید!

۲۰- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید!

۲۱- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه؟

۲۲- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا…

۲۳- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید!

۲۴- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید!

۲۵- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید!

۲۶- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید!

۲۷- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید!

۲۸- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید!

۲۹- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید!

۳۰- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه!

۳۱- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های brtاین قضیه رو خرابش کرد)!

۳۲- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید!

۳۳- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید!

۳۴- لباسهاتون ظرف ۴۸ ساعت دلتون رو نمیزنه!

۳۵- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون!

۳۶- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت ۶ بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید!

۳۷- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در ۳/۰ ثانیه بگذرانید!

۳۸- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک lcd لنز چشم داشته باشید(رنگهای lcd معمولا بالای ۱۶ میلیون میباشد)!

۳۹- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره!

۴۰- فقط شما میفهمید که یک ۲۰۶ اسپرت خفن چقدر زیباست!

۴۱- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید!

۴۲- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند!

۴۳- فرق cd رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید!

۴۴- با یک سرماخوردگی سه ماه در ccu بیمارستان بستری نخواهید شد!

۴۵- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید!

۴۶- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)!

۴۷- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد!

۴۸- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید!

۴۹- بیش از ۶۰ درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)!

۵۰- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:14 AM موضوع | لينک ثابت


یه پسر خوب.....

• یک پسر خوب هنوز امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمی دهد
•    یه پسر خوب کمتر با این جمله مواجه می شود"مشتری گرامی دسترسی شما به این سایت مقدور نمی باشد"
•    یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمی رود
•    یه پسر خوب عکس الکساندر گراهام بل رو قاب نمی کنه بزنه تو اتاقش
•    يه پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم چشماش مثه چراغهای فولکس نمی زنه بیرون
•    یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجر لعنت می فرسته
•    یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متریِ هیچ خانمی نمی شینه
•    یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمی ده
•    یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن از این کلمات استفاده نمیکنه:"ساعت چند"؟ "کی میای؟" "کجا؟" "دیر نکنی ها"
•    یک پسر خوب زمانی که کسی می خواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمی کند
•    ک پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده می بیند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید
•    یک پسر خوب که ژیان سوار می شود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمی کشد
•    یک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابانهای شهر را متر نمی کند
•    یک پسر خوب دکمه های پیراهنش را از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم می کند
•    یک پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبویی شده و چشمش را به آسفالت می دزود
•    یک پسر خوب روزی 10بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسایه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نمی کند
•    یک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده وبرای همسایگان آلودگی صوتی ایجاد نمی کند
•    یک پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نمی کند
•    یک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار می کند و به هر کس که می رسد نمی گوید که بجای اصغر به او رامتین و آرش و ... بگویند
•    یک پسر خوب در اثر دیدن افراد غرب زده جو گیر نشده و لحاف کرسیه قرمز خال خال یشمی را به پیراهن تبدیل نکرده و سر زانو خود را جر نمی دهد
•    یک پسر خوب تقاضای وسایل نا مربوطی از قبیل موبایل را از خانواده ندارد
•    یک پسر خوب در صورتی که با نامزد خود بیرون رفت و کسی به خانم متلک گفت فورا با پلیس 110 تماس حاصل می کند
•    یک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالی به 12 ماه دهانش بوی تلفن نمی دهد
•    یک پسر خوب هر صدایی از قبیل قار و قور شکم اهل خانه را با صدای تلفن اشتباه نگرفته و يک متر به بالا نمی پرد
•    یک پسر خوب برای بیرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوی آئینه نایستاده و بزک نمی کند
•    یک پسر خوب تنها جوکهایی را بیان می کند که مورد تائید 1)وزارت ارشاد اسلامی 2)وزارت بهداشت 3)وزارت مبارزه با تبعیضات استانی و ... باشد(منو می گه!)
•    یک پسر خوب در جشنهای فامیلی جو گیر نشده و نمی رقصد تا آبروی کل خاندان را بر باد دهد
•    یک پسر خوب هر زمان که عشقش کشید با زیر شلواری کردی چین پیلیسه دار و یا شرت مامان دوز و رکابی همانند قورباغه به وسط کوچه نمی پرد
•  
  یک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . . .


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 2:7 AM موضوع | لينک ثابت


عشق و عاشق و معشوقه

متوجه تفاوت یک عاشق واقعی با یک عاشق دروغین شده ای؟ یک عاشق واقعی،فریب نمی خورد...حتی اگر فریب لذت بخش ترین واقعه ی عالم باشد.ولی یک عاشق دروغین همیشه فریب می خورد...او هم فریب می خورد و هم به زعم خود فریب می دهد...کسی که مدعی دروغین عشق نسبت به دیگری باشد...خیلی سریع و راحت باور می کند ... چرا؟...چون اعتقادی به عشق ندارد...برای او همه ی قضایای عالم من جمله خود معشوقه ساده اند...مثل یک خط سر راست...یا معادله ی یک مجهولی...فرد این قدر خودخواه است که خیال میکند همیشه جای خالی x با نام خود او پر می شود و لاغیر و علاقه ای درونی به آرامش دارد... او نمی خواهد آرامش را از دست بدهد...و بی تفاوت است...به سرنوشت معشوقه...به ذهن و فکر معشوقه... به احساس پنهانی  و حتی آشکارمعشوقه....نشانه ها را پاک میکند و می خزد در آغوش خوش خیالی... و همیشه مطمئن است خود او جواب همه ی معادله هاست...این فرد عاشق خود است به واسطه ی معشوق...

ولی یک عاشق حقیقی...می فهمد که معشوق در صدد فریب اوست...عاشق حقیقی همه ی نشانه ها را می بیند و می چیند کنار هم...پازل را کم کم کامل می کند و حقیقت تلخ را می فهمد...عاشق حقیقی برای کشف معادله ی معشوق به دنبال حلال المسائل نیست بلکه می دود،نفس نفس می زند...کاغذها پاره میکند...خودخوری ها می کند تا کشف کند...عاشق حقیقی آن قدر معشوق را پیچیده می داند که مطمئن است قصه ی عشق معشوقه یک معادله ی خطی ساده  نیست...او معشوق و شخصیت معشوق را یک معادله چند وجهی می بیند که فقط یک جای خالی ندارد...x یا y یا zرا می بیند. عاشق حقیقی بی تعصب نیست...نه تعصب به معنای غیرت...نه.... تعصب به معنای بی تفاوتی...عاشق حقیقی نمی خواهد اجازه بدهد معشوق فریبش بدهد...پشت نقاب فریب همیشه چیزهای بزرگی برای کشف شدن است...عاشق حقیقی ترجیح می دهد تنها شود ولی اجازه دهد تصور معشوقه اش همیشه همان گونه صاف و وفادار و پاک مثل ِیک تصویر قدیمی  از پشت قاب برایش دست تکان دهد...عاشق حقیقی برای قداست عشق بی نهایت ارزش قائل است و...بله تن به فریب نمی دهد...او از بازی خوردن  متنفر است...چرا؟ همه می گویند محنت کشیدن از معشوق لذت بخش است...این گونه نیست...محنتی لذت دارد که عاشق به صداقت معشوقه در عشق ورزی مثل نور خورشید ایمان داشته باشد و وقتی می بیند معشوق را نه آن چنان که باید کفایت نمی کند...دست می کشد...می رود کنار...و این رنج لذت بخش است

این شخص عاشقی حقیقی است و تن به غم معشوقه نمی دهد... و اجازه می دهد...به جای باز یا حتی کلاغ ،شاهین و عقاب روی شانه های معشوقه بنشینند...و البته شاهین ها هیچ وقت در قفس نمی مانند... و وفادار نیستند...شاهین ها یا می پرند یا معشوق را لقمه ی کوچک برای ارضای وعده ای گرسنگی  می کنند...

بدترین معشوق ها کسانی هستند که به یک عاشق کفایت نمی کنند... مدام می ترسند از تنهایی و همه را منتظر نگاه می دارند، همه را فریب می دهند تا زمانی اگر شاهین پرید هنوز عقاب باشد یا اگر عقاب رفت به کلاغ قناعت می کنند...

این عشق و عاشق و معشوقه قصه ی درازی دارند، به درازی  تمام شب های زمستان....

بعد نوشت:یکی از بچه ها که جیغ می زد زنده باد مخالف من،امشب به عمق اعتقادی که به شعارش داشت از روی عملش پی بردم.همه ی ماها آدم های توخالی هستیم..البته اکثرمون...وبه حرف هایی که می زنیم ۱٪ هم اعتقاد نداریم.. بهتره پست خودشناسی مورچه ای رو دوباره بخونیم...نه بخونم...شاید خودم رو باز هم بهتر بشناسم...یا شاید هم بقیه را بهتر بشناسم...شاید هم فقط بعضی ها را بهتر بشناسم...الان یک ذره خوشحالم...چون این خیلی چیزها رو به خود اون فرد ثابت میکنه...به من هم ثابت میکنه که اشتباه نمی کردم،هر چند همیشه بی اشتباه نیستم،ولی در این مورد خاص حق با من بود...خودشناسی بزرگترین موهبتی است که یک انسان میتونه به خودش هدیه بده...حتی اگر با تلنگر دیگران باشد...


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در دوشنبه 18 خرداد1388 ساعت 4:33 AM موضوع | لينک ثابت


عشق واقعی2.......

چاره ای نیست..........

دختری بود نابینا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »

***
و چنین شد که آمد آن روزی

که

یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد

و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست
***دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن

ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزید

و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نابینا بود

و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست

***دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »

 


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در شنبه 16 خرداد1388 ساعت 9:27 PM موضوع | لينک ثابت


Image and video hosting by TinyPic

با اینکه می دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم

با اینکه می دانم پرستش کار کافر است می پرستمت

با اینکه می دانم آخر عشق رسوایی است عاشقت می شوم

پس گناهکارم ، کافرم ، رسوایم ولی همچنان دوستت دارم


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در شنبه 1 فروردین1388 ساعت 1:48 PM موضوع | لينک ثابت


روز اول

سلام  به تموم دوستای گلم امیدوارم حالتون خوب باشه

من طیب هستم این وب رو ساختم واسه عزیزترین

عزیزم کسی که جونمو پاش میدم میخوام با این وبلاگ

بهش بگم که دوسش دارم و تا آخرش باهاشم و اونم

کسی نیست جز شبنم عزیزم.شبنم عزیزم با تمام وجود

دوستت دارم بچه ها شما هم با نظراتتون به من کمک

کنید دوستون دارم مرسی بابای


 

نوشته شده توسط طیب آتشبر در پنجشنبه 29 اسفند1387 ساعت 9:25 PM موضوع | لينک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting